مدیریت ریسک در اقتصاد تورمی ایران،
نشستن روی کوهِ ریال یا ساختن سبدی توکنشده؟
حبیب ابوقداره (مدیرعامل هلدینگ تدبیر اندیشان نوین افروز)
«Cash is trash»این جملهی معروف «ری دالیو» موسس شرکت بریجواتر اسوشیتس، بزرگترین صندوق پوشش ریسک جهان، برای افراد و کسبوکارهایی که در ایران و در اقتصادی با تورم حداقل ۶۰–۵۰ درصدی زندگی میکنند، صرفاً جملهای تئوریک و ژورنالیستی نیست بلکه واقعیت روزمره زندگی و تجربهی زیستهی کسبوکارها طی سالهای اخیر است.
ما هر روز شاهد آب شدن حقوق، پسانداز، سرمایه و سود کسبوکارمان هستیم. داراییهایمان پیش از آنکه فرصت رشد پیدا کنند، زیر فشار تورم له میشوند. بر اساس گزارشهای رسمی بانک مرکزی و مرکز آمار، نرخ تورم در سالهای اخیر بارها به سطوح ۴۰–۵۰ درصدی نزدیک شده و حتی از آن عبور کرده است. عددی که برای هر مدیر و سرمایهگذار، بهمعنای خطر دائمی کاهش ارزش داراییهاست.
در چنین وضعیتی، یک سوال ساده اما جدی مطرح است:
چرا هنوز بخش بزرگی از ما شبیه دنیای پیش از تکنولوژی، پیش از بلاکچین و پیش از ابزارهای مدرن مدیریت ریسک رفتار میکنیم؟
بزرگترین ریسک، بیعملی است
مدیریت زندگی و کسبوکار در فضای اقتصادی ایران طی چند سال اخیر، یک درس روشن داشته است: در اقتصاد تورمی، «بزرگترین ریسک این است که هیچ کاری نکنیم».
اگر صرفا بنشینیم و امیدوار باشیم «تا اوضاع درست شود»، تورم هر سال یک تکه از جان شرکت و داراییمان را میکَند. این همان چیزی است که دالیو نیز در بحث «Big Debt Crises» بهنوعی به آن اشاره میکند: در محیطهای پرریسک، بیعملی خود یک موضع پرریسک است.
بههمین دلیل بر همه روشن است که در چنین شرایطی باید بخشی از منابع شرکتها از حالت پول نقد خارج شوند و به داراییهای نسبتا ضدتورمی تبدیل شوند؛ ملک، مواد اولیه، طلا و سایر داراییهای واقعی که مانند ریال و تومان، هر روز آب نمیروند. اما موضوعی که در این میان مطرح است که شاید مهمترین و تنها دغدغه بازدارنده برای همه محسوب میشود، مساله نقدینگی است.
این در حالیست که در سالهای اخیر با اضافه شدن یک لایهی جدید به سبد سرمایهگذاریها، تا حدود بسیار زیادی این دغدغه نیز مرتفع شده است؛ داراییهای توکنشده روی بلاکچین، ابزاری که اگر به درستی بهکار گرفته شود، میتواند همزمان نقدشوندگی، شفافیت و امکان مدیریت ریسک را بالا ببرد.
تجربه جهانی، ترجمه ایرانی (و توکنشده)
تجارب جهانی –از جمله آموزههای افرادی مثل ری دالیو– میگویند در دورههای تورمی، «تنوعبخشی داراییها» نه یک تجمل، بلکه یک ضرورت است. سخن از ساختن پرتفوی جهانی از سهام، اوراق، فلزات گرانبها و… است.
در ایران، با محدودیتها و واقعیتهای همیشگی، اگر بلاکچین و توکنایزیشن را جدی بگیریم، میتوانیم این منطق را تا حدی ایرانیزه کنیم. برای یک کسبوکار ایرانی، بسته به مدل و صنعت، ترکیبی مانند این میتواند معنادار باشد:
- داراییهای واقعی مثل زمین، ملک و تجهیزات – با امکان توکنایز شدن و تقسیمپذیر شدن بین چند مالک.
- مواد اولیه یا کالای ماندگار– که میتوانند پشتوانهی توکنهای کالامحور شوند.
- سهام شرکتهای بنیادی– حتی به شکل اوراق یا توکنهای نمایندهی مالکیت.
- توکنها و رمز ارزها با پشتوانه واقعی– نه توکنهای بیپشتوانه و موجسواری بر بازاری که بیشتر شبیه قمار کردن هستند تا سرمایهگذاری.
بیشک هیچکدام از این موارد معجزه نخواهند کرد، تورم را صفر نمیکنند، ریسک را هم کاملا از بین نمیبرند، اما قطعا منطقیتر از نشستن روی کوه ریال و تماشای آب شدن تدریجی آن هستند.
تناقض تلخ؛ فرار از ریسک با ریسک بیشتر
یکی از تناقضهای تلخ اقتصاد امروز ما این است که برای فرار از ریسک تورم، اغلب به سراغ ریسکهای بدتر میرویم. پیشخریدهای هیجانی، هجوم کور به دلار و سکه، و حمله به هر چیزی که برچسب «سرمایهگذاری» دارند، بدون اینکه واقعا سازوکارشان را درک کنیم.
نتیجهی این رفتارها برای اقتصاد و برای خودمان روشن است:
- کلاهبرداریهای مختلف در پوشش پیشفروش و از دست دادن پسانداز و سرمایه
- حبابهای قیمتی و گیر کردن در اوج قیمت
- و در نهایت استرس دائمی و ناامنتر شدن فضای کلی اقتصاد
این در حالی است که همین حالا هم زیرساختهای لازم وجود دارند که به کمک آنها میتوانیم داراییهای واقعی را توکنایز کرده و ریسک را بین افراد بیشتری پخش کنیم، و درواقع «مدیریت ریسک» را بر روی داراییهای شفاف و قابلردیابی، انجام دهیم.
ترس از فقیرتر شدن قابلدرک است، اما ندیدن و به کار نگرفتن ابزارهای مدرن مدیریت ریسک، دیگر بهسختی قابل دفاع است.
از ژست تکنولوژیک تا کاربرد روزمره
اکنون بیش از هر زمان دیگری ضروری است تا مفاهیمی مثل «مدیریت ریسک» و «توکنسازی دارایی» در کسبوکارهای ایرانی از فاز شعار، ترند و ژست فناورانه بیرون بیایند و تبدیل به ابزار روزمرهی مدیریت مالی شوند.
این یعنی بتوانیم حتی در میان همین بحرانهای اقتصادی و طوفانهای تورمی نیز:
- با عدد و تحلیل تصمیم بگیریم، نه با شایعه و سیگنالهای لحظهای
- بدانیم کدام داراییها را میتوان امن و شفاف توکنایز کرد
- شفافیت مالی و ردپای روی زنجیره را تهدید نبینیم، بلکه مزیت ببینیم
- و از پروژههای بیپشتوانه و فوموی رمزارزی فاصله بگیریم
به عبارت دیگر شاید قدرت کنترل تورم را نداشته باشیم، اما میتوانیم واکنشِ منطقیتر و کمهزینهتری در برابر تورم داشته باشیم و بهجای ماندن در دنیای «ریال و دفترکل دستی»، بهتدریج به سمت دنیای داراییهای توکنایز شده و ریسک قابلمدیریت حرکت کنیم.







